Sunday, June 10, 2012

بودن یا نبودن مساله این است...
همیشه اون چیزی رو که با تمام وجود می شه احساس کرد رو نمی تونی بگی، گاهی باید توی دل خودت همه چی رو نگه داری و گاه هم یک جا خط خطی کنی، تا خودش بیاد بخونه و بفهمه که چقدر اون لحظه مملو بودی از خواستن و دوست داشتن. چقدر می خواستی ثانیه ها به ساعت و یا حتی روز تبدیل می شدند...
می دونم که با سکوتم می شه گاهی این حرف ها رو زد و تو چشماش نگاه کرد اما 
فاصله دردی است که فعلن کاری نمی تونی در برابرش بکنی...
چشمانم را می بندم و  به تصور نگاه تو
همه ی آنچه را که باید بگویم برایت 
بر روی دیوار دلت تصویر می کنم
...

No comments:

Post a Comment